گلدانهای باغچه بجای شمعدانی، غصه سبز میکنند.
پرندگان حیاط خانه، جای پرواز، کز کرده اند کنج دیوار.
دلم گرفته. هیچ چیز برایم زیبا و هیجان انگیز نیست.
پرم از تنهایی و سکوت.
لبریزم از نگفتن و خاموش شدن.
در جوانی، پیر شدم. بی آنکه طعم شیرین پرواز
را چشیده باشم.
خدایا سخت است. خیلی سخت. تو دیگر سخت ترش نساز.
التماست میکنم.
من بتو و معجزه هایت ایمان دارم.
نا امیدم مساز
بال و پرم را با بی محلی، نسوزان.
من رهایی و پرواز را از تو طالبم.
(((( دلینا))))
بیاد مهسای نازنین((فرشته ی سفرکرده))...ما را در سایت بیاد مهسای نازنین((فرشته ی سفرکرده)) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 197