دست در راه مانده ی من

خرید بک لینک
خسته از پوچی و هیچ بودن خویشم. وامانده ترینهای دنیای بیرحمیها منم.

دلتنگ. تنها. بی پناه. افسرده. سرخورده.

تنها حسی که هر لحظه در خود میبینم و میشناسم، بدبختی و سرباریست

همه چیز دارم و هیچ ندارم.

زبانی گویا اما سنگ شده در دهان که هرگز یاد نگرفته چطور از دردهایش

از خواستهایش بگوید و سخن براند.

ترس از حرف زدن با هر کسی مرا به وحشتی بس وصف ناپذیر میکشاند

مرا یارای خواست حقم، خواستهایم و زندگیم نیست.

هیییییچ چیز این دنیا هرگز مال من نبود.

ضجه هایم بخاطر سرخوردگیهاست.

اشکهایم بخاطر پایمال شدن آرزوهاست.

خسته ام.

دیگر نه تنهایی هایم و نه غصه و گریه هایم برای کسی

مهم نیست. اثری در دل سنگشان ندارد.

این اشکها و غصه ها و تنهاییها هم مانند دیگر چیزهای

دنیا، برایشان عادی و بی تفاوت شده.

دستم فقط به سمت خداست. باشد به امید اینکه او بگیرد، دستان خسته در راه مانده ام را.

آآآآمیییین

(((( مریم))) دوست دلیناجان

بیاد مهسای نازنین((فرشته ی سفرکرده))...

ما را در سایت بیاد مهسای نازنین((فرشته ی سفرکرده)) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 191 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 18:56

صفحه بندی